یادداشتی برای رفقای سوپر حزباللهی
✍️ فعلاً با آنهایی که ریشهی عقبماندگی کشور را «وجود ایدئولوژی در حکمرانی» میدانند، کاری ندارم. آن بحث، حسابش جداست.
حرف من با دوستانی است که به محض شنیدن «تفویض اختیار»، «استانمحوری» یا حتی «تمرکززدایی عقلانی»، انگار اسم یک بیماری واگیردار آمده باشد؛ ناگهان صداها میلرزد، ابروها بالا میرود و برچسبها آماده میشود.
رفقا، قبل از هر موضعگیری انقلابی، بد نیست یک بار افکارتان را با نظر صریح ولیفقیه همگام کنید؛ نه برداشت ذهنی، نه تفسیر سلیقهای، بلکه متن روشن.
رهبر انقلاب در ۷ خرداد ۱۴۰۴ در دیدار با استانداران، بدون تعارف و ابهام فرمودند:
▫️«استانداران مدیر همهجانبهی استانند… این اعتقاد راسخ من است… باید به استاندارها اختیار داده بشود… شما مدیر مجموعهی استان هستید… شما باید تصمیم بگیرید، شما باید اقدام کنید، شما باید پیگیری کنید.»
نکتهی مهمتر اما جایی است که آقا صریحاً مانع را معرفی میکنند:
مقاومت برخی وزرا و دستگاههای مرکزی که حاضر نیستند اختیار را واگذار کنند و ترجیح میدهند استان را با نخهای نامرئی از تهران کنترل کنند.
حالا سؤال ساده است:
اگر تفویض اختیار به استاندار «خطرناک»، «لیبرالی»، «شبهفدرالی» یا «ضدانقلابی» است،
پس این همه تأکید مکرر رهبری دقیقاً چیست؟
مشکل ما نبودِ شعار انقلابی نیست؛
مشکل، ترس از واگذاری قدرت، مسئولیت و پاسخگویی است که گاهی با نقاب غیرت ایدئولوژیک پنهان میشود.
استان قوی، استاندارِ صاحباختیار، تصمیمگیری نزدیک به میدان،
نه تهدید نظام است و نه عقبنشینی از انقلاب؛
بلکه دقیقاً همان چیزی است که سالهاست گفته شده و کمتر عمل شده.
اگر قرار است «ولایتمداری» فقط در شعار بماند، بحثی نیست.
اما اگر واقعاً ملاک، نظر رهبری است،
وقت آن رسیده که با تمرکز افراطی و دولتِ تهراننشینِ همهچیزدان خداحافظی کنیم.
انقلاب از بیاختیاری استانها ضربه نمیخورد؛
از فلج شدن تصمیمگیری ضربه میخورد.