یادداشت پنجاهم: خصوصی‌سازی یا خصولتی‌سازی؟ نقد انحراف در واگذاری اقتصاد به مردم (نقد مدل حکمرانی جمهوری اسلامی ایران)

وقتی شعار «اقتصاد مردمی» در دهه‌های پس از انقلاب سر داده شد، قرار بود دولت از میدان تصدی کنار رود و مردم، کار و سرمایه را به دست گیرند. اما آنچه در عمل رخ داد، نه خصوصی‌سازی به معنای واقعی، بلکه خصولتی‌سازی بود؛ یعنی واگذاری دارایی‌های عمومی به نهادها، شرکت‌ها و اشخاصی که نه دولتی‌اند و نه مردمی، بلکه وابسته به قدرت‌اند.

وقتی شعار «اقتصاد مردمی» در دهه‌های پس از انقلاب سر داده شد، قرار بود دولت از میدان تصدی کنار رود و مردم، کار و سرمایه را به دست گیرند.
اما آنچه در عمل رخ داد، نه خصوصی‌سازی به معنای واقعی، بلکه خصولتی‌سازی بود؛
یعنی واگذاری دارایی‌های عمومی به نهادها، شرکت‌ها و اشخاصی که نه دولتی‌اند و نه مردمی، بلکه وابسته به قدرت‌اند.

🔹 یکم. خصوصی‌سازی در ظاهر، تمرکززدایی بود؛ در واقع، تمرکز دوباره.
در ظاهر، دولت بنگاه‌ها را واگذار کرد، اما نه به مردم، بلکه به شبه‌دولتی‌ها.
سرمایه و مدیریت فقط از «وزارتخانه» به «نهاد» منتقل شد، نه از دولت به ملت.
نتیجه؟
رقابت از بین رفت، پاسخ‌گویی محو شد، و قدرت اقتصادی در دست گروه‌هایی ماند که هیچ‌کس بر آن‌ها نظارت واقعی ندارد.

🔹 دوم. خصولتی‌سازی، عدالت را قربانی رانتی‌گری کرد.
کارخانه‌ای که باید با قیمت عادلانه به کارگران یا بخش خصوصی واقعی واگذار می‌شد،
در قالب واگذاری‌های بسته و تبانی‌شده، به حلقه‌های خاص رسید.
دولت از بار مالی رها شد، اما جامعه گرفتار بار بی‌عدالتی جدیدی شد:
کارگران بیکار، تولید متوقف، و دارایی ملی در خدمت اقلیت ممتاز.

🔹 سوم. منطق اسلامیِ واگذاری، مشارکت است نه انحصار.
اسلام با مالکیت مشروع مخالفت ندارد، اما شرط آن عدالت در فرصت و نظارت در قدرت است.
در منطق قرآن، ثروت نباید میان اغنیا دست‌به‌دست شود: کَی لَا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْ.
اما خصولتی‌سازی دقیقاً در برابر این آیه ایستاده است.
ثروت عمومی از دست ملت خارج و به دست اقلیت‌های سازمان‌یافته سپرده شده است.

🔹 چهارم. راه اصلاح، بازگشت به الگوی مشارکت مردمی است.
باید ساختاری ایجاد شود که مردم در سه سطح مالکیت، مدیریت و سود، سهم واقعی داشته باشند.
تعاون، سهام‌داری عمومی، و شرکت‌های محلی، ابزارهای طبیعی چنین اصلاحی‌اند.
خصوصی‌سازی واقعی یعنی اقتصادِ مردم‌بنیاد، شفاف و پاسخ‌گو، نه انتقال انحصار از دولت به رانت‌خواران.

در جمهوری اسلامی، خصوصی‌سازی زمانی مشروع است که منجر به عدالت شود، نه به طبقه ممتاز.
واگذاری اقتصاد به «حلقه‌های قدرت» خیانت به مردم و روح انقلاب است.
دولت انقلابی باید شجاعت بازنگری در گذشته را داشته باشد و از خصولتی‌سازی به سمت اقتصاد مردمیِ واقعی حرکت کند؛
زیرا تنها در این صورت است که سرمایه، دوباره در خدمت ارزش‌ها قرار می‌گیرد، نه ارزش‌ها در خدمت سرمایه.

📘 این یادداشت پنجاهم از سلسله مباحث «نقد مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی» است.