تمدن اسلامی بر پایه «عمران» بنا شده است؛ واژهای که در قرآن، مقابل ویرانی و اسراف قرار دارد. در منطق وحی، آبادانی تنها به ساخت بنا و توسعه اقتصادی محدود نمیشود، بلکه شامل احیای زمین، انسان و معنا است.
تمدن اسلامی زمانی شکوفا شد که میان رشد مادی و حفظ توازن طبیعی، رابطهای توحیدی و هدفمند برقرار کرد.
اما امروز، بخش مهمی از بحران زیستمحیطی ما ناشی از خروج از همین منطق است.
ما بهجای «عمران»، گرفتار «مصرف» شدهایم؛ بهجای آبادانی، به تخریب بیهدف طبیعت روی آوردهایم.
دولتمردان ما توسعه را در شاخصهای عددی میجویند، نه در توازن انسان و زمین. در نتیجه، پروژهها رشد میکنند، اما طبیعت میمیرد.
🔹 تمدن اسلامی سه اصل طلایی برای زیستبوم پایدار دارد:
آبادانی با عدالت: هیچ آبادانیای مشروع نیست اگر به قیمت نابودی زمین یا تبعیض در بهرهمندی از منابع تمام شود.
دانش در خدمت تعادل: علم باید ابزار فهم بهتر سنتهای الهی در طبیعت باشد، نه وسیلهی تجاوز به آن.
خلافت انسان بر زمین: انسانِ مؤمن، مدیر طبیعت است نه مالک مطلق آن. او باید همچون امام، حافظ و راهنمای زمین باشد.
تمدن غربی با منطق تسخیر طبیعت پیش رفت؛ تمدن اسلامی با منطق همزیستی و خدمت به زمین معنا مییابد.
اگر بهجای منع و ممانعت، از منطق آبادانی اسلامی بهره بگیریم، محیط زیست نه مانع توسعه، بلکه ضامن پایداری تمدن نوین اسلامی خواهد بود.
به تعبیر رهبر انقلاب، «محیط زیست، خانهی انسان است؛ تخریب آن، تخریب زندگی و عدالت است.»
📘 این یادداشت چهل و ششم از سلسله مباحث «نقد مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی» است.