در منطق اسلام، محیط زیست بخشی از نظام عدالت الهی است، نه صرفاً یک موضوع فنی یا اداری. طبیعت، امانتی است در دست انسان، نه دارایی بیقید و شرط او.
در اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب، رابطه انسان با زمین، رابطهی مالک و مملوک نیست، بلکه رابطهی خلیفه و امانتدار است.
با این نگاه، تخریب محیط زیست، نه فقط خطای اقتصادی، بلکه ظلم به نسلهای آینده و نوعی بیعدالتی گسترده است.
عدالت زیستمحیطی یعنی توزیع عادلانه منابع، فرصتها و مسئولیتها در بهرهبرداری از طبیعت.
🔹 سه پایه عدالت زیستمحیطی در مکتب اسلامی:
امانتداری: انسان حق ندارد طبیعت را فدای منافع کوتاهمدت کند. هر تصمیم صنعتی، کشاورزی یا شهری باید در چارچوب امانتداری از زمین باشد.
مسئولیت متقابل: هرکس از منابع بهره میبرد، باید در احیای آن نیز سهم داشته باشد. مصرف بدون جبران، خلاف عدالت است.
توازن توسعه و حفاظت: اسلام، با رکود و توقف توسعه مخالف است؛ اما توسعه را به شرط عدالت و حفظ تعادل زیستمحیطی میپذیرد.
🔑 در این منطق، حفاظت از محیط زیست با توسعه اقتصادی در تعارض نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند عدالت و عبودیت است.
همانگونه که نماز و عدالت اجتماعی دو ستون ایماناند، عدالت در بهرهبرداری از زمین نیز ستون سوم تمدن اسلامی است.
اگر مدیران، سیاستگذاران و صنعتگران ما این معنا را درک کنند، حفاظت محیط زیست از یک مانع اداری به یک وظیفه دینی، تمدنی و ملی تبدیل میشود.
📘 این یادداشت چهل و پنجم از سلسله مباحث «نقد مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی» است.