تحول در نگاه به محیط زیست تنها با سخنرانی و شعار محقق نمیشود.
برای آنکه محیط زیست و توسعه صنعتی در کنار هم رشد کنند، باید مدل حکمرانی هوشمند شکل گیرد؛ مدلی که هم از طبیعت حفاظت کند، هم راه پیشرفت و اشتغال را نبندد.
۱. ساختار نهادی نوین:
باید سازمان حفاظت محیط زیست از نهاد «ناظر و مانع» به نهاد «راهنما و تنظیمگر» تبدیل شود.
مأموریتش نه «نه گفتن» بلکه «چگونه گفتن» باشد؛ یعنی بهجای رد مجوز، مسیر اصلاح و جبران را مشخص کند.
کمیتههای تخصصی مشترک بین وزارت صنعت، نیرو، نفت و محیط زیست شکل گیرد تا تصمیمها تلفیقی و هماهنگ باشد.
۲. سازوکار نظارت فناورانه:
همه صنایع و پروژهها باید به سامانه پایش آنلاین آلایندگی متصل شوند؛ با دادههای لحظهای و شفاف.
نهادهای مردمی و رسانهها بتوانند به دادههای عمومی آلایندگی دسترسی داشته باشند؛ شفافیت، بهترین ابزار کنترل فساد است.
۳. مشوقهای اقتصادی برای رفتار سبز:
به صنایع دارای فناوری پاک، تخفیف مالیاتی و تسهیلات بانکی ویژه داده شود.
شرکتهایی که آلایندگی خود را کاهش دهند، بتوانند سهمیه کربن بفروشند یا ذخیره کنند؛ مدلی که در جهان آزموده شده است.
طرحهای جبرانی محیط زیستی (مثل بازسازی جنگل، احیای تالابها، و بازچرخانی آب) باید در محاسبه مجوزها لحاظ شود، نه در حاشیه.
۴. نقش مردم و بخش خصوصی:
مشارکت مردم، سمنها و دانشگاهها در رصد و راهحلیابی مسائل زیستمحیطی رسمی شود.
دولت باید بخش خصوصی فناوریمحور را شریک خود در حفاظت محیط زیست بداند، نه تهدید.
نتیجه نهایی:
در حکمرانی هوشمند، «حفاظت» یعنی هدایت و مدیریت توسعه، نه جلوگیری از آن.
محیط زیست باید از دیواری در برابر صنعت، به پلی برای پیشرفت کشور تبدیل شود.
چنین مدلی، هم عدالت زیستمحیطی را محقق میکند، هم رونق اقتصادی و صنعتی را.
این یادداشت چهل و چهارم سلسله مباحث «نقد مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی» است.