یادداشت پنجاه و سوم: دولت مجوزمحور؛ حکمرانی از مسیر امضا، نه اندیشه (نقد مدل حکمرانی جمهوری اسلامی ایران)

یکی از بزرگ‌ترین بیماری‌های مزمن نظام اداری ما، مجوزمحوری است؛ یعنی دولت، قدرت خود را نه در سیاست‌گذاری، بلکه در دادن یا ندادن مجوز خلاصه کرده است.

یکی از بزرگ‌ترین بیماری‌های مزمن نظام اداری ما، مجوزمحوری است؛
یعنی دولت، قدرت خود را نه در سیاست‌گذاری، بلکه در دادن یا ندادن مجوز خلاصه کرده است.

در نگاه بسیاری از مدیران، حکمرانی یعنی «مهر زدن».
امضایشان را مهم‌تر از اندیشه‌شان می‌دانند.
در حالی که دولتِ تراز انقلاب اسلامی باید «هدایت‌کننده» باشد، نه «دروازه‌بان».

🔹 وقتی قدرت در امضا متمرکز می‌شود، فساد زاده می‌شود.
وقتی مدیر به‌جای طراحی قواعد، تنها مهر می‌زند،
همه‌چیز به روابط، توصیه‌ها و امضاهای طلایی گره می‌خورد.
در چنین فضایی، سرمایه‌گذار سالم خسته می‌شود،
و فرصت‌طلب، ثروتمند.

🔹 مجوزمحوری، نتیجه‌ی ضعف در سیاست‌گذاری است.
دستگاه‌های دولتی چون نمی‌دانند چطور باید سیاست‌گذاری و نظارت مؤثر کنند،
راه ساده‌تر را برمی‌گزینند: «ممانعت».
می‌گویند: اجازه نمی‌دهیم، تا مشکلی پیش نیاید.
اما این «نه گفتن»‌های مکرر،
چرخ صنعت را می‌خواباند،
انگیزه‌ی تولیدکننده را می‌کُشد،
و اقتصاد را به رانت وابسته می‌کند.

🔹 دولت اگر می‌خواهد کارآمد باشد، باید نقش خود را عوض کند.
به‌جای امضا دادن، باید چارچوب تعیین کند.
به‌جای کنترل‌گری، باید اعتماد کند.
به‌جای سد ساختن، باید مسیر بسازد.

دولتِ اسلامی باید پشت مردم بایستد، نه روبه‌روی آن‌ها.
باید قدرتش را در فکر و سیاست نشان دهد، نه در مُهر و امضا.

اگر روزی دولت ما، از درِ هر وزارتخانه، این جمله را آغاز کند:

«ما برای تسهیل آمده‌ایم، نه برای تحمیل»،
آن روز می‌توان گفت انقلاب اسلامی در عرصه‌ی اداره کشور هم به بلوغ رسیده است.

📘 این یادداشت پنجاه و سوم از سلسله مباحث «نقد مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی» است.