یادداشت چهل و پنجم: عدالت زیست‌محیطی در مکتب اسلامی؛ انسانِ مسئول، نه انسانِ مصرف‌گر (نقد مدل حکمرانی جمهوری اسلامی ایران)

در منطق اسلام، محیط زیست بخشی از نظام عدالت الهی است، نه صرفاً یک موضوع فنی یا اداری. طبیعت، امانتی است در دست انسان، نه دارایی بی‌قید و شرط او. در اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب، رابطه انسان با زمین، رابطه‌ی مالک و مملوک نیست، بلکه رابطه‌ی خلیفه و امانت‌دار است.

در منطق اسلام، محیط زیست بخشی از نظام عدالت الهی است، نه صرفاً یک موضوع فنی یا اداری. طبیعت، امانتی است در دست انسان، نه دارایی بی‌قید و شرط او.
در اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب، رابطه انسان با زمین، رابطه‌ی مالک و مملوک نیست، بلکه رابطه‌ی خلیفه و امانت‌دار است.

با این نگاه، تخریب محیط زیست، نه فقط خطای اقتصادی، بلکه ظلم به نسل‌های آینده و نوعی بی‌عدالتی گسترده است.
عدالت زیست‌محیطی یعنی توزیع عادلانه منابع، فرصت‌ها و مسئولیت‌ها در بهره‌برداری از طبیعت.

🔹 سه پایه عدالت زیست‌محیطی در مکتب اسلامی:

امانت‌داری: انسان حق ندارد طبیعت را فدای منافع کوتاه‌مدت کند. هر تصمیم صنعتی، کشاورزی یا شهری باید در چارچوب امانت‌داری از زمین باشد.

مسئولیت متقابل: هرکس از منابع بهره می‌برد، باید در احیای آن نیز سهم داشته باشد. مصرف بدون جبران، خلاف عدالت است.

توازن توسعه و حفاظت: اسلام، با رکود و توقف توسعه مخالف است؛ اما توسعه را به شرط عدالت و حفظ تعادل زیست‌محیطی می‌پذیرد.

🔑 در این منطق، حفاظت از محیط زیست با توسعه اقتصادی در تعارض نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند عدالت و عبودیت است.
همان‌گونه که نماز و عدالت اجتماعی دو ستون ایمان‌اند، عدالت در بهره‌برداری از زمین نیز ستون سوم تمدن اسلامی است.

اگر مدیران، سیاست‌گذاران و صنعت‌گران ما این معنا را درک کنند، حفاظت محیط زیست از یک مانع اداری به یک وظیفه دینی، تمدنی و ملی تبدیل می‌شود.

📘 این یادداشت چهل و پنجم از سلسله مباحث «نقد مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی» است.