محیط زیست، دشمن توسعه نیست؛ اما نحوه حکمرانی ما بر آن، آن را به مانع توسعه تبدیل کرده است.
سالهاست که در ایران، سیاستگذاران به جای مدیریت هوشمند منابع طبیعی، به سادهترین و ناکارآمدترین روش ممکن یعنی «ممنوعیت» روی آوردهاند.
هر جا احتمال آلودگی هست، مجوز نمیدهند.
هر جا معدن یا کارخانهای میخواهد شکل بگیرد، خط قرمز میکشند.
نتیجه این نگاه، نه حفاظت واقعی از محیط زیست است، نه رونق صنعت و اشتغال.
در حالیکه تجربه کشورهایی چون ژاپن، آلمان و کرهجنوبی نشان میدهد که توسعه صنعتی و حفاظت زیستمحیطی، قابل جمعاند؛ بهشرط آنکه حکمرانی محیط زیست، از حالت سلبی به مدیریت فعال، فناورانه و جبرانی تغییر کند.
🔹 در مدل جدید حکمرانی محیط زیست:
فیلتراسیون و فناوری سبز جایگزین منع صنعتی میشود.
الزام به جبران زیستمحیطی (مثلاً کاشت درخت، بازسازی زیستگاهها، بازچرخانی منابع) بهجای توقف پروژهها مینشیند.
نظارت هوشمند و آنلاین بر آلایندگی، جایگزین بازرسیهای اداری و سلیقهای میشود.
سرمایهگذاری بخش خصوصی در فناوریهای پاک تشویق میگردد، نه تنبیه.
در چنین مدلی، صنعت هم رشد میکند، هم مسئولیتپذیر میشود؛
محیط زیست هم حفظ میشود، چون حفاظت دیگر هزینه نیست، بخشی از فرآیند توسعه است.
🔑 نتیجه نهایی:
تا وقتی محیط زیست در ایران با رویکرد «بگیر و ببند» اداره شود، نه طبیعت سالم میماند نه صنعت جان میگیرد.
اما اگر سیاستگذاران، حفاظت را در «مدیریت و جبران» معنا کنند، کشور وارد مرحلهای تازه از توسعه پایدار و عدالت زیستمحیطی خواهد شد.
📘 این یادداشت چهل و سوم از سلسله مباحث «نقد مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی» است.